تخته سیاه

وب نوشته های علی افشار سمیرمی

 
 

  درباره ی من

 
 

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو مطالب

پروفایل مدیر وبلاگ

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

تم دیزاینر



  موضوعات

سفرنامه

نوشته های روزنامه ای

اجتماعی

تربیتی

ادبی

نقل قول

ازچیزهای دیگر



  دیگر امکانات

 

:: تعداد بازديدها:
:: کاربر: Admin


Google


در كل اينترنت
کاربر:
رمز:



 
 
چرا شريعتي متهم است؟

     

 علي شريعتي هر كه باشد وهرچه كرده باشد، تبيين وتحليل آثار و افكار او بعنوان كسي كه درتاريخ فرهنگي اين ملك ردپائي از خود برجاي نهاده است، ضرورت دارد.ماهيت كار وفكر شريعتي نظير اغلب در گذشتگان معروف،متاسفانه دستخوش تحريف گشته است.مظلوميت بعد از مرگ وتا الان شريعتي ،اقامه فرهنگ سكوت در برابرآثار و افكار او،ابزاري نمودن فكر ونام او براي سوءاستفاده ها ونامگذاري هاي مختلف،شفاف وروان نساختن سياست مواجه با افكار و آثار وي دررسانه هاي جمعي ومنابع آموزشي؛تنها بخشي از مصاديق بارز موضوع تحريف شريعتي هستند. تحريفي که درنهايت به فرسودگي يكي از ستون هاي حداقل فكري انقلاب ونسل انقلابي منجر خواهد شد.گفتني است که اين تحريف بيشتر ازناحيه دوستان وهواداران او صورت گرفته است که معمولاً تحليل به جاي تجليل از او را تاب نياورده اند.به همين جهت،حرمت وابهت شريعتي بوسيله دشمنان و مخالفان او بيشتر و بهتر محفوظ شده است،چراكه آنها ضمن وقوف به خطرات واثرات فكر اودرمنافع خود، به خوبي مي دانند که چرا او را دوست ندارند؛درحاليكه اغلب دوستان وي ،متاسفانه به درستی نمي دانند چرا او را دوست دارند.براي همين است كه تا الان بيشترين بررسي هاي صورت گرفته درباره شريعتي بيشتر ازجانب مخالفان وي بوده است كه البته اغلب سبب خير شده اند ودر ويرايش و پيرايش شخصيت فكري او فتح بابي نموده اند.به طور كلي شريعتي از يكسري ويژگي هاي به ظاهر متناقضي برخوردار بود و وجود هم آنها،دشواري هائي در فهم ذهن وزبان او پديد آورده اند.....

...............................................

پی نوشت:

     این دست نوشته سال قبل در ویژه نامه سالگرد شریعتی توسط روزنامه اعتماد درج شد و چون احتمال دادم شما مثل خودم آن ویژه نامه  را ندیده اید، در اینجا آوردمش ! ضمنا من هم مثل شما می دانم که بیست و نهم خرداد، سالگشت درگذشت دکتر شریعتی بود.اما دیدید که جناب بلاگفا مدتی به محاق رفت و کاربرانش  را یارای آن نبود که نبشته تازه ای از خود درآورند.راز این تاخیر و نامناسبتی هم همین این است و جز این نیست!



:: موضوعات مرتبط: اجتماعی

 ادامه ی مطلب

 
  . 2015/6/28
 

 

 
 

 
یادی از مرحوم بهمن بیگی در گفتگو با سایت ایسنا
در آستانه 11 اردیبهشت که مصادف است با چهارمین سال درگذشت مرحوم بیهمن بیگی، خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه اصفهان، گفت وگویی با علی افشار سمیرمی رونامه نگار و پژوهشگر سمیرمی درباره شخصیت و خدمات این استاد انجام داده است...

 مهم‌ترین خدمات و دستاوردهای چندین و چند ساله بهمن بیگی چه بود ؟

مطالعه حیات اجتماعی و فکری آدم‌هایی شبیه بهمن بیگی، یادآور جمله معروف نیچه، فیلسوف آلمانی است که «آن که چرایی در زندگی دارد، با هر چگونه‌ای خواهد ساخت». عمده  فعالیت‌های بهمن بیگی به خاطر انجام وظیفه نبود چون کسی یا مرجعی از او این کارها را نخواسته بود. در واقع همه فعالیت‌های وی به خاطر لذتی بود که او از انجامشان می‌برد، بنابراین اغلب عمرش به خدمت رسانی گذشت. به همین خاطر می‌توان باسواد سازی عشایر را عمده خدمت وی دانست که می‌بینیم در سال 1353 به این جهت جایزه و نشان افتخار بین المللی ویژه پیکار با بیسوادی از سوی یونسکو هم به او اعطا می‌شود. فعاليت برجسته برنامه آموزش عشاير و كار مهم بهمن بيگي، تأسيس و اداره دانشسراي عشايري شيراز است. بدين وسيله امكان آموزش بهتر و راحت‌تر دانش آموزان با تربيت معلمان مورد نياز و ضمن استفاده از تجهيزات مناسب، فراهم شد. اين دانشسرا در سال 1336 راه ا ندازي شد و  طي 22 دوره تا سال 1357 موفق به تربيت 7818 معلم مرد و 964 معلم زن شد. شاگردان دانشسرا تنها از عشاير قشقايي نبودند، بلكه شامل تمامي استان‌ها و مناطق عشاير نشين كشور مي‌شدند....(بقیه در ادامه مطلب)

----لینک اصلی: http://isfahan.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=37822


 
  . 2015/4/29
 

 

 
 

 
درسايه سار مدرسه

 

   آدمي از همان روزي كه مدرسه ساخت و فرزندش را به مدرسه فرستاد،درواقع دوچندان به ارزش دانش پي برد و همچنين ضعف خودش رادرامر پرورش بچه هاي خويش باور كرد.روزهاي اول،حساب كردن، خواندن و نوشتن همه آن چيزي بود كه ازمدرسه انتظار مي رفت.بعداً اما مدرسه ها ثابت كردند كه توان آن را دارند تا بيش از آنچه از آنها تصور مي رفت،پرثمر و بافايده باشند. براي همين بود كه كم كم همه فهميدند هرمدرسه يك ساختمان ساده نيست كه سنگ نشاني است تا راه را از بيراهه مشخص سازد.علامت عمران و آباداني دنياي مردمانش كه مي فهمند و مي خواهندتا بيشتر بفهمند.حرمي براي مردمي كه به علم و معرفت حرمت مي نهند وحريمش را به دبده تقدس مي نگرند.جان پناهي كه آنها و فرزندانشان را از هرگونه فساد وتباهي درامان مي دارد.خانه اي كه اگرچه سنگي و گلي است ،ولي نگهبان آن هاست.نگهبان آن هايي كه خود بايد نگهبان خانه هاي آهني و سيماني خود باشند......

---------------------------

روزنامه اعتماد/شنبه2/12/93

پ.ن:باور کنید بنده بی تقصیرم. می دانم که مناسبت این مطلب مربوط به ماه مهر و بازگشایی مدارس است اما روزنامه اعتماد دانسته یا ندانسته آمده و در قالب یک ستون و به انضمام تصویر، آن را در این آخرسالی و با کمترین دخل و تصرف کارکرده است.


 
  . 2015/2/21
 

 

 
 

 
به دنبال آموزش و پرورشی معلم محور و معلم یاور

چندی پیش در خبرها خواندیم که که به فاصله نزدیکی از هم، جان معلمی در بروجرد توسط دانش آموزی گرفته شد و معلمی دیگر در مازندران حین صحبت برای دانش آموزان جان داد.صرف نظر از عوامل یا انگیزه های پنهانی موثر در بروز هردو حادثه، وجه اشتراک هر دو اتفاق« مرگ ناگهانی معلم» و آن هم در کلاس درس است.این وقایع ما را به درک نکته ظریفی رهنمون می سازد و آن نگاه معمول به این قشر نسبتا عظیم جامعه است. واقعا ما چه اندازه یاور معلمان هستیم که خود یاورفرزندان ما هستند؟ مطمئنا آنها هر قدر هم که زیاد باشند، زیادی نیستند.ضمن اینکه میزان توقعات ما از آنها زیاد است.آنها به همراه دانش آموزان در دو سوی فرایند آموش و پرورش ایستاده اند که خود نمایندگان طبقات فرادست و فرودست جامعه محسوب می شوند.اتفاقا از جمله مظاهر تقابل دولتها و ملتها، درنهاد آموزش و پرورش دیده می شود و برای همین است که نظام های سیاسی دنیا چشم امید زیادی به نظام های آموزشی شان دارند.اماسلسله مراتب اداری مرسوم در نظام آموزشی ما، معلمبن را در مرتبه پائینتر از مدیران و معاونان نشانده است.مدارس به مراکز ارتشی قدیم می مانند که در آنها مواردی چون؛یکی بودن بخشنامه ها، توجه به دستورالعمل های آموزشی، رعایت حضور و غیاب، محدودیت تفویض اختیار و پیش بینی تشویقات و تنبیهات اداری،از جمله عوامل بازدارنده ای هستند که بیش از همه ، معلمان را می آزارد.بنا بر هویت شرقی و ذهنیت اشراقی دیرینه ای که در روحیه جمعی ماست، معمولا تمجید و تجلیل زیادی از معلم شده و می شود و به همین خاطر انتظارات زیادی از او وجود دارد در حالیکه اختیارات و امکانات محدودی دارد.....

----------------- دوباره با بسیاری دخل و تصرف در روزنامه آرمان .یکشنبه 10/.28


 
  . 2015/1/18
 

 

 
 

 
با کلاس های چند پایه چه باید کرد؟

 

کلاس به اتاقی می ماند که یک خانواده عیالوار را در خود جای داده است.این جا همه هستند.برخی با هم خواهر و برادر و بیشترقوم و خویش همند. هفت ساله تا دوازده ساله، کوچکترها جلو و بزرگترها عقب نشسته اند.آنها که تازه واردند و کم سن و سال،  ساکت ترند و بزرگترها شیطنت بیشتری دارندکتاب های مختلف از هر پایه روی میزها دیده می شود. زمزمه بچه هایی که مشق های خود را می نویسند، صدای معلم که برای پایه دوم دیکته می گوید، و دانش آموزانی که باید درس علوم را برای زنگ بعد آماده کنند، همهمه ای در کلاس به وجود آورده که قاعدتا باید تمرکز را به هم بزند. با این حال ،آموزش در جریان است و البته این همه  مرهون حضور سبز یک معلم است.......

---------------------------------

منتشر شده  بطور برباد رفته و درب و داغون  در روزنامه آرمان /دوشنبه/14/10


 
  . 2015/1/4
 

 

 
 

 
پژوهشگری یا پرسشگری در آموزش و پرورش

در اهمیت و ضرورت امر پژوهش، حرف و حدیث بسیار گفته اند.در اواخر آذرماه و هفته پژوهش هرسال، تعریف و تمجید زیادی در این باره صورت می گیرد.به ویژه  از سوی مسئولانی که خود نه اهل پژوهشند و نه یکی دو مقاله در کارنامه علمی خویش دارند.گاهی حتی مراکزی در نکوداشت این هفته پیشقدم می شوند که برنامه کاری و سازمانی شان بدون تحقیق و پژوهش پیش می رود.به راستی هدف از این مواجه تعارفی و تزئینی با فرایند پژوهش چیست؟در دنیای پراز نوآوری که بنای فناوری های آن روی پی پژوهش قرار دارد، بدیهی است که پژوهش می تواند اتلاف وقت،سرمایه و اندیشه را به میزان قابل توجهی کاهش دهد و برای همین ما را گریزی از پرداختن به آن نیست.با این همه می بینیم که کمترین درصد بودجه به بخش های پژوهشی اختصاص می یابد، شمار پژوهشگران  نسبت به کل جمعیت چشمگیرنیست و بخش زیادی از پژوهش های موجود نیز به صورت تکلیفی، توصیه ای و فاقد قابلیت بهره وری و بیشتر به کار پرکردن قفسه های آرشیو کتابخانه ها می آیند....

منتشر شده در روزنامه اعتماد چهارشنبه

و نیز در هفته نامه   نگاه به رویدادهای آموزش و پرورش  هفته آخر آذر

 


 
  . 2014/12/16
 

 

 
 

 
جای خالی اخلاق در نظام آموزشی

در کارنامه تحصیلی دانش آموزان درسی هست که مثل هیچ یک ازدرسهای دیگر نیست.درسی که امتحان ندارد و نمره گذاریش معمولا توسط مدیر و معاون انجام می پذیرد.نمره ای که معمولا بالاتر از حد قبولی است ولی در معدل دانش آموز تاثیرندارد. درس «انضباط»،هویتی ساده و در حاشیه دارد اما محتوای عظیم و گسترده ای را مورد ارزیابی قرار می دهد.در واقع ردپایی از فرشته مظلوم و مهجور اخلاق در مدرسه است. اخلاق و گزاره های آن از جنس محتوای برنامه درسی نیست که تنها به کار دانش آموز بیاید.معلمان و اولیا نیز بیشتر و پیشتر از بچه ها به آن نیازمندند.

گفتن ندارد اما نظام آموزشی به کارخانه ای می ماند که اگر چه ظاهرا هدف آن « آدم سازی» عنوان شده است اما معدودند افرادی که از زیر دندانه چرخ های آن ، ذهن و زبان سالم به در ببرند.این نظام به واسطه کارکردی که دارد ،نه عزت نفس لازم را برای دانش آموز به ارمغان می آورد ونه احترام دیگران را در نظر او برجسته می سازد.دانش آموزان به مثابه اشیایی بطور چند نفری در جعبه هایی به نام کلاس کنار هم چیده می شوند. همکلاسی ها نه همدیگر را و نه معلمشان را انتخاب نمی کنند. همنشینی ها بطور تصادفی و انتصابی است....

--منتشر شده در روزنامه اعتماد/دوشنبه 93/5/21 .

 

با این توضیح که این بار نه در متن که در عنوان دخل و تصرف شد:جای خالی اخلاق در نظام آموزشی تبدیل شد به جایگاه اخلاق در آموزش و پرورش!

http://www.etemaad.ir/PDF/93-05-20/12.pdf


 
  . 2014/8/8
 

 

 
 

 
گریز ناگزیر از آموزش رایگان

نظام آموزشي ما، عمري به موضوع انشاي «علم بهتر است يا ثروت؟» معتاد بود. انشايي كه محتوايش ننوشته و نخوانده، معلوم بود. اين هم به خاطر توسعه‌نايافتگي جامعه و مذمت ثروت‌اندوزي در ذهنيت ما بود. هزار و يك دليل مي‌آورديم كه علم و دانش بهتر است، در حالي كه دلايل زيادي نداشتيم كه ثروت بد است. امروز اما وضع عوض شده است و نخستين شرط توسعه ملي، پذيرش توليد ثروت است و هر چه يك كشور ثروتمند‌تر باشد، از جايگاه چانه‌زني برتري در سطح جهاني برخوردار است. جامعه ما بعد از انقلاب سال 57، مراحل سه‌گانه؛ انقلاب، حماسه و در حال توسعه را پشت سرگذاشته است. حال، ذهن و زبان جامعه در حال توسعه نسبت به مقوله ثروت عوض شده است و شوق گرفتن وام و هول دادن اقساط آن در جهت سرمايه‌گذاري‌هاي گوناگون، بخشي از اوقات مردم را گرفته است. همين طور ساير مفاهيم هم دستخوش تغيير و تحول شده‌اند كه يكي از آنها فرآيند آموزش و پرورش است. پيش‌تر صحبت از حق رايگاني و همگاني بودن آن مي‌شد. حقي كه در قانون اساسي نيز برآن تاكيد شده است. در حالي كه بيرون از متن قانون، وضع به گونه‌يي ديگر است....

-------------------------------------------- منتشر شده در روزنامه اعتماد/دوشنبه 6/5/93

 

 


 
  . 2014/7/28
 

 

 
 

 
تاملی در اهمیت و جمعیت معلمان

سال تحصیلی دیگری به پایان رسید و هنوز قصه ی پر غصه ی معلمان به آخر نرسید.معلوم نیست این ترنم موزون حزن تا به کی شنیده خواهدشد.بعد از ظهور نظام آموزشی، دولت هایی بسیار آمدند و در گشودن گره از کار فروبسته معلمان، وعده های شیرین دادند و برخی نیزبه قدر وسع کوشیدند.با این همه هنوز این قصه سردراز دارد.هنوز یکی از دردسرهای هردولت جدید،رسیدگی به امورمعلمان زیادی است که به نحوی دلتنگی خویش را جار می زنند و بیم آن دارند که نکند زیادی باشند.هنوز وزیر و وزارتخانه آموزش و پرورش یکی از چالشی ترین بخش های هر کابینه است.هنوز در صفحه جامعه روزنامه ها،کم و بیش مطالبی در باره مسائل فرهنگیان نوشته می شود.این همه قبل از آنکه به خاطر وقوف بر اهمیت قشرفرهنگیان باشد، ناشی از درنظر گرفتن جمعیت زیاد آنهاست.یک میلیون فرهنگی ، قریب دوازده میلیون مخاطب مستقیم به عنوان دانش آموز دارند که با احتساب خانواده های آنهاکه به طور غیر مستقیم به آنها مربوطند و بین راه خانه تا مدرسه در رفت و آمدند ، قریب نیمی از جمعیت مملکت را شامل می شوند.....

--------------------------

منتشرشده در روزنامه آرمان دوشنبه 2تیر93


 
  . 2014/6/23
 

 

 
 

 
کجاست سمت حیات؟
 
1.هفت نشده از سمیرم می زنیم بیرون.جمع ما دو نفر است اما به خیال خودمان دنیایی هستیم.سفره ی صبحانه را زیردرخت بلوط کهنسالی پهن می کنیم.نان و پنیر و گردو و چای آماده.روبروی خانه های مردم بهایی.برای مریم از خاطرات سالی می گویم که معلم بچه هایشان بودم.بسیار کوشیدم که به راه سلام بیاورمشان اما چیزی نمانده بود خودم هم به هیئت بهایی درآیم.بسیارمانده به یاسوج راهمان را کج می کنیم.راه از میان باغ های انگور می گذرد که هنوز مانده تا شیرین شوند.پیچ و خمهای تند جاده ، راننده را می آزارد اما مسافران بی خیال را می نوازد.طلیعه شهر دیده می شود که زیرسایه درختان بلوط و پای کوه دنا دراز کشیده است.مریم می پرسد چرا سی سخت؟می گویم که لرجماعت به آدم زرنگ و جسور، «سخت» می گویند و اینجا آرامگاه بی نام و نشان سی مرد جنگی است که سربازان بیژن، فرمانده شاه کیخسرو بوده اند.از قضا در یک زمستان برفی که سپاه آنها از از این نقطه می گذشتند، شاه در دامنه پشت این کوه گم می شود و بیژن و یارانش آنقدر دنبال شاه می گردند که جانشان را از دست می دهند.بعدا به پاس فداکاری آنها، این منطقه را سی سخت و گردنه بالای کوه که حدفاصل سمیرم و سی سخت است، به نام بیژن معروف می شود.و در تکمیل عرایضم بی هوا از شعرهای خودم می خوانم: «من حتی زیر برف عاشق شدم/عاشق دختر شاه کیخسرو/که خانه شان روی قلّه ی دنا بود/چه روزهایی که گمان می کردم زندگی،/یک بغل عشوه و آشنایی وعشق است!» ......
 
 
 
 

 
  . 2014/6/12
 

 

 
 

 
من نمی دانم ریواس کجا می روید!

 واقعیت این است که انسان امروز كودكي اش را از دست داده و صاحب ذهنيتي عافيت طلب وعقلي منفعت طلب شده است.انسان پس از دوره رنسانس به بهانه رشد دانش خويش، لطمات زيادي را به طبيعت وارد ساخت. تنها در امريكاي شمالي، كبوتران مهاجر به افسانه ها پيوستند و بوفالوها تقريباً نابود شدند. زمين سرسبز نيز مورد تهديد قرار گرفت وحتي زيباترين سرزمين ها در يورش مواد منفحره، فوران بخار وبارش بارانهاي اسيدي،محكوم به نابودي شدند.در راستای اوضع طبیعی دنیا، وضع طبیعت ایران نیز بد شده است اما بیائیم با کمی تامل ، از این بدترش نکنیم!...

----------------------------------------

منشر شده در روزنامه اعتماد  پنج شنبه اول خرداد93


 
  . 2014/5/22
 

 

 
 

 
چوب معلم دیگر ، به ز مهر پدر نمی باشد!

       تشویق و تنبیه، دو بازوی تربیتی هستند. اگرچه اغلب تنبیه با تنبیه بدنی یکی انگاشته می شود، ولی ازضرورت و اهمیت نفس تنبیه نباید غافل شد.نوع نکوهیده تنبیه، همان تنبیه بدنی است. اگرچه اعمال تنبيهات بدني و رواني در خانواده ها و توسط والدين از فراواني بالائي برخوردار است، اما اغلب آن را در ارتباط با مدرسه بررسی می کنند.سراستفاده وسيع و ومداوم از تنبيه و به ويژه نوع بدني آن در تاریخ مدارس، شايد به خاطر ميزان بهره اي بوده است كه از آن مي توان درامر آموزش و تدريس بدست آورد. به عبارت ديگر،احتمالا برخي از معلمان مي توانند با توسل به تنبيه ، ضريب موفقيت خود را افزايش دهند.از طرف ديگر بعضي دانش اموزان خاطي كه در خانه سخت ترين تنبيهات بدني و رواني والدين را تحمل مي نمايند و خونسردي خود را حفظ مي كنند، اما هم آنها در داخل كلاس و در حضور بچه ها، به سختي تنبيهات ولو مختصر معلمان را تحمل مي كنند.علت اين امر ،اضافه بر تاثيرات ناشي از حضور در ميان همسالان، شايد به اين خاطر هم هست كه آنها نسبت به نيت معلم، شك و ترديد دارند.به خیال آنها، مدرسه بايدجاي سخن گفتن راحت و باهم خنديدن هاي فراوان، به علاوه تلاش براي پيشرفت باشند.اين نتيجه هنگامي بخوبي حاصل مي شود كه مدير، معلمان ، خانواده و شاگردان دقيقا بدانند چه مي خواهند وبراي رسيدن به آنها با هم تلاش كنند

--------------------

منتشر شده در روزنامه اعتماد/پنج شنبه 92/12/1 www.etemaad.ir/PDF/92-12-01/8.pdf



:: موضوعات مرتبط: تربیتی

 ادامه ی مطلب

 
  . 2014/2/20
 

 

 
 

 
از آموزش انقلابی تا انقلاب آموزشی

عنوان این نوشتار نه از روی بازی با کلمات که به واسطه وسعت و اهمیت موضوعی است که به شدت با فرهنگ جامعه ما ارتباط دارد.احتمالا گذشت سی و پنج سال از عمر انقلاب سال پنجاه و هفت، برای بررسی عملکرد وزارت آموزش و پرورش کفایت می کند.این وزارتخانه،عظیمترین سازمان دولتی در تمام کشورها و حیاتی ترین آنها در جامعه بعد از انقلاب ما می باشد.بعد عمومی آن ، به واسطه ارتباط مستقیمی است که با نسل کودک و نوجوان،فرهنگیان، پدران و مادران هر جامعه ای دارد و در بعد اختصاصی و تا آنجا که به کشورما مربوط می شود، به خاطر هویت مذهبی ،سیاسی و ساختار متمرکز آن است.

انقلاب درآموزش و پرورش ، امری بدیهی است و این هم از خاصیت انقلاب هاست که در تمام امور دگرگونی می آفرینند و هم از مشارکت خانواده بزرگ آموزش و پرورش در مسیرانقلاب است.دانش آموزان به عنوان نیروهای ذخیره ، معلمان به عنوان مبلغان و مدارس به مثابه ی پایگاههای مقاومت انقلاب، همگی سهم زیادی در پیروزی انقلاب داشته اند.بنابراین طبیعی است که اکنون بهینه سازی مجموعه خویش رااز انقلاب کامیاب خویش مطالبه کنند.اولین مظاهر انقلاب آموزشی در فرم و صورت مفاهیم آموزش و پرورش روی داد که تدوین اصول و مبانی آموزش و پرورش اسلامی،تفکیک مدارس با توجه به جنسیت و تغییر در تالیف کتابهای درسی ، از آن جمله بود.به عبارت دیگر، همین که دارا و سارای کتابهای درسی جای خود را به مرتضی و زهرا دادند، خبراز عمق واقعه می داد.دگرگونی ارزش ها و الگوها،اجتماعی شدن قشرفرهنگیان و بازشدن پای آنها به عرصه های مختلف،سعی نظام در برقراری عدالت آموزشی، افزایش نرخ های باسوادی، پوشش تحصیلی،فراوانی دختر و پسر در مدارس،ایجاد مدارس جدید،جذب معلم،ارتقا مدارج تحصیلی و ظهور بی سابقه فعالیت های پرورشی درنظام آموزشی، همگی حکایت از بروز یک انقلاب در وزارت آموزش و پرورش دارد... 

--------------------------------
پ.ن: نمی دانم چرا اما این نوشتار را روزنامه ها حاضر نشدند،منتشرکنند!


:: موضوعات مرتبط: اجتماعی

 ادامه ی مطلب

 
  . 2014/2/9
 

 

 
 

 
سر من و ماهان به مو حساسیت دارد!

معلمی، کاری سهل و ممتنع است.از طرفی می توان مثل اغلب معلمان بنا بر ابلاغ و حقوق دریافتی به مدرسه رفت و درس  داد و پرسید و در حد و حوصله نظام آموزشی فعالیت کرد.از طرف دیگر، معلمی کار همه کس نیست.در این نگاه ، معلم باید دنیای پیرامون خویش را دیگرگونه ببیند و بتواند در بزنگاه حوادث، تصمیم قاطع بگیرد.بسیاری از معلمان دانش آموزانی داشته و دارند که از یک معلولیت جسمی یا بیماری خاص رنج می برند.شک نیست که مواجه معلمان با این بچه ها، از روی لطف و ترحم است. بعید نیست که با همین برخورد معمول و منطقی، خیلی زود از کنار آنها بگذرند و به درس و بحث خود ادامه دهند.اما علی محمدیان، آموزگارپایه دوم دبستانی در شهر مریوان، در مواجه با ماهان،دانش آموزی که به واسطه یک بیماری خونی، به ناگاه موی سرش ریخت، چنین نکرد.او به جای آنکه به دانش آموزش ترحم نماید، احترام گذاشت. موی سرش را تراشید تا مثل او مو نداشته باشد....

--------------------------------

منتشر شده در روزنامه اعتماد سه شنبه 1/11/92



:: موضوعات مرتبط: تربیتی

 ادامه ی مطلب

 
  . 2014/1/21
 

 

 
 

 
کم و زیاد معلم در آموزش و پرورش

تاصفا و سادگی از محیط روستا رخت بربست ،مردمان ساده دل آن در برزخ سنت و مدرنیته گرفتار آمدند.در این میان، مدرسه روستا اولین جایی بود که آماج حمله توسعه قرار گرفت و ودیگر صدای زنگ و سرود صبحگاه آنها شنیده نشد.در مقابل توسعه یافتن مدارس شهر، مدارس روستا از رونق افتادند.رشد شهرنشینی، مهاجرت به شهرها را امری طبیعی و حتی ضروری قلمداد نمود و قبل از همه جماعت حقوق بگیر دولتی ساکن در روستا ـ نظیرمعلمان ـ رخت سفربستند و رفتند. همینطور با همراه شدن جمعی از مردمی که دستشان به دهنشان می رسید، جمعیت روستاها به شکل قابل ملاحظه ای کاهش یافت اکنون بچه های باقیمانده در روستا،همچنان نیازمند مدرسه رفتن و معلم داشتن و دانش آموختن مانده اند. نظام آموزشی نیز برای تامین معلم مورد نیاز روستا راهی جز جایگزینی دیگران با معلمان رسمی خویش ندارد.گزینه های دم دست، معمولا معلمان حق التدریس، آموزشیاران نهضت سواد آموزی و سرباز معلمان هستند.البته در اینکه تمامی این عزیزان می خواهند و دوست دارند از پس امرآموزش  و پرورش بچه های مردم برآیند، شکی نیست. اما...

-----------------------

منتشر شده در روزنامه اعتماد/سه شنبه 24/10/92



:: موضوعات مرتبط: تربیتی

 ادامه ی مطلب

 
  . 2014/1/14
 

 

 
 

 
مستند سازی تجربه های معلمان در کافی نت ها!

 

اغلب مردم به معلم و قشرمعلمان ، با احترام برخورد می کنند.در ادبیات و فرهنگ عمومی ما نیزشعر و شعار زیادی در رثا و ثنای معلم وجود دارد.این ها اما برای یک معلم که مثل هرشهروند دیگر باید زندگی کند، کافی نیست.قدر و قرب معلم را نظام آموزشی نیز باید در نظرداشته باشد و معلم موفق و دلسوز را از سایرین تمیزدهد تا حق و حقوقی که سزاوارش هست، به او پرداخت گردد.راز رتبه بندی معلمان که چندیست رسانه ای شده است نیز با توجه به همین مسئله است.در این برنامه، معلمان مثل سایر کارمندان دولت به چهار درجه ( پایه،ارشد،خبره و عالی) تقسیم بندی شده و برای دست یافتن به هر درجه نیز شرایط خاصی مقررشده است.اضافه بر سابقه کار و مدرک تحصیلی، شاخص هایی در پنج محور«ابتكار و خلاقيت»، «مهارت‌ها و توانمندي ها»، «خدمات برجسته»، «آموزش» و «رضايت ارباب رجوع» در نظرگرفته شده است.اما نحوه ارتقاء رتبه شغلي ضمن در نظرگرفتن ميانگين امتياز مكتسبه از مجموعه امتيازات شاخص‌هاي فوق،مستلزم مستند‌سازي تجربيات مکتوب معلمان در حد 50 تا 100 صفحه مي‌باشد. تجربيات مدون شده باید:مرتبط با شغل مورد تصدي باشد.مسائل، چالش‌ها و مشكلات مرتبط با شغل را كه بر اثر تجربيات كارمندان شناسايي شده بيان نمايد و بالاخره، نتيجه‌گيري و راه‌حل‌هاي مناسب جهت رفع موانع و مشكلات ارائه گردد.از ظاهرامر چنین برمی آید که تصمیم نیکویی است.تشویق معلمان برای ثبت تجربیات خود ،یکی از اهداف آموزش و پرورش است.اما یادمان باشد که قوانین همواره شیرینی و شنیدنی بودن زمان صدور و بخشنامه ای شدنشان را حفظ نمی نمایند و وقتی در سراشیبی اجرا می افتند، باید منتظر مشاهده ضعف و چالش های آنها بود.خاصه وقتی که از نظارت و ضمانت اجرایی خوبی هم برخوردار نباشند....

---------------------------------------

منتشر شده در دو ماهنامه شوق تغییر/آذر و دی 1392

پی نوشت: این مطلب پیشتر در روزنامه اعتماد 92/5/26 هم منتشر شده است.



:: موضوعات مرتبط: تربیتی

 ادامه ی مطلب

 
  . 2013/12/30
 

 

 
 

 
راهکارهایی درمدیریت ارتباطات خانه ومدرسه

   یکی از دغدغه های مدیران مدرسه،فعال سازی انجمن اولیا و مربیان است.درواقع بعد از اداره ی متبوع، خانواده دانش آموزان دومین طرف ثابت گفتگو و تعامل آنهاست.شک نیست که همراه شدن اولیا ، نقش چشمگیری در پیشرفت امور تحصیلی و تربیتی آموزشگاه دارد. هردو اين نهاد، تربيتي ترين نهادهاي اجتماعي اند و دانش آموز، تنها سرمايه و پشتوانه وجودي آنهاست، اما اين چنين كه پيداست، دانش آموز به مثابه توپ فوتبالي از سوي هر دوبخش به طرف همديگر پاس داده مي شود. سياست تعامل و همكاري اولياء ومربيان بسيار تحسين مي گردد ولي كمتر تعقيب مي شود. اولين و آخرين جلسه شلوغ وپركار اين انجمن، در ابتداي هرسال تشكيل مي شود كه البته تنها كار عمده آن تعيين اعضاي انجمن و تشخيص مقدار مبلغ بظاهر خودياري هر خانواده به مدرسه است. در برابر خواهش نامه هاي مدیرمدرسه،پدران كه هيچ و مادران به ندرت در مدرسه حاضر مي گردند. آن اندازه رفت و آمد والدين نيز، صرف تامل در امور نمره و امتحان و حجم كتاب و وضع فلان دبير مي شود. اوج مشاركت خانه با مدرسه نيز در اسفالت پشت بام و رنگ آميزي در و ديوار كلاس ها و البته بدون اعمال سليقه ی خانواده هاست. برای همین همواره گفته می شود که میزان مشارکت وفعالیت والدین در امورمدارس ،کم ونگران کننده است....

--------------------------

منتشر شده در ماهنامه  رشد مدیریت مدرسه/آذرماه 1392

http://www.roshdmag.ir/Roshdmag_content/media/article/22.23.%20modiriyat_0.pdf



:: موضوعات مرتبط: تربیتی

 ادامه ی مطلب

 
  . 2013/12/16
 

 

 
 

 
معلمان رسمی رفتند از این ولایت!

درست از همان روزی که به گفته مرحوم قیصر امین پور،« نان ماشینی، آبروی ده ما را بردند»صفا و سادگی نیز از محیط روستا رخت بربست و مردمان ساده دل آن در برزخ سنت و مدرنیته گرفتار آمدند.در این میان، مدرسه روستا اولین جایی بود که آماج حمله توسعه قرار گرفت و ودیگر صدای زنگ و سرود صبحگاه آنها شنیده نشد.در مقابل توسعه یافتن مدارس شهر، مدارس روستا از رونق افتادند.رشد شهرنشینی، مهاجرت به شهرها را امری طبیعی و حتی ضروری قلمداد نمود و قبل از همه جماعت حقوق بگیر دولتی ساکن در روستا ـ نظیرمعلمان ـ رخت سفربستند و رفتند. همینطور با همراه شدن جمعی از مردمی که دستشان به دهنشان می رسید، جمعیت روستاها به شکل قابل ملاحظه ای کاهش یافت اکنون بچه های باقیمانده در روستا،همچنان نیازمند مدرسه رفتن و معلم داشتن و دانش آموختن مانده اند. نظام آموزشی نیز برای تامین معلم مورد نیاز روستا راهی جز جایگزینی دیگران با معلمان رسمی خویش ندارد.گزینه های دم دست، معمولا معلمان حق التدریس، آموزشیاران نهضت سواد آموزی و سرباز معلمان هستند.البته در اینکه تمامی این عزیزان می خواهند و دوست دارند از پس امرآموزش  و پرورش بچه های مردم برآیند، شکی نیست....

...........................................

منتشر شده در روزنامه آرمان شنبه ۲۳/۹/۹۲

 


:: موضوعات مرتبط: تربیتی

 ادامه ی مطلب

 
  . 2013/12/14
 

 

 
 

 
هدیه های آسمان را قدر بدانیم!


در نظام آموزشی گذشته ما،ارائه اطلاعات ودانشهای اسلامی را عین تربیت دینی انگاشته بودند.حوصله آموزشی ما،ازبس که دردام سخن اغشته بود،هیچ مجال ومقامی را به حضور ونفوذ بصیرت ومعرفت لازم درتربیت دینی نداده بود .امروزه وبنا برآنچه درنظریه های روانشناسی آمده است،وظیفه معلم خارج کردن ذهن دانش آموز از حالت تعادل به عدم تعادل است.انقلابی در فرایند تربیت دین لازم است تا رشد واعتلای معنوی فراگیران را تضمین نماید.تدوین وتنظیم درس وکتابهایی به نام «هدیه های آسمان» دردوره ابتدایی(پایه های دوم تا ششم) نیز ناشی از همین تامل دوباره درتربیت دینی بچه هاست. این مجموعه که سابقه شروع به تدریس آنها به سال 1384 می رسد، در واقع جانشین همان کتاب تعلیمات دینی پیشین است.کتاب می خواهد بگوید که نعمت های الهی به مثابه هدیه هایی هستند که از آسمان برای آدمیان فرو فرستاده شده اند و لذا ما باید به وسیله دین و آموزه های آن، از این جهت سپاسگذارباشیم.هدف این کتابها،انجام تعلیم و تربیت اسلامی در دوره دبستان است که البته به واسطه وجود اکثریت مذهب تشیع در میهن، این مجموعه بیشتر تعلیم و تربیت شیعی را دنبال می کند و البته در تالیف و اجرای برنامه های آن ، از شیوه های نوینی در طراحی و تدریس بهره برده است.اندازه کتابها خارج از اندازه معمول کتابهای درسی و در قطع مجله ای است.در روی جلد همه آنها، طرحی از آسمان و ستاره بارانی آن در شب و آدمک هایی که نگاهی به سمت بالا دارند، استفاده شده که یادآور داستان شازده کوچولو است.در هر پنج کتاب،حضور عکس و نقاشی بر متن غلبه ای محسوس دارد. با توجه به تصاویر و تکالیف متعدد که در آنها از نام و نشان پسران و مردان استفاده شده است، چنین بر می آید که محوریت و ذهنیت کتاب بیشتر مذکرگونه است.....

------------------

منتشر شده در روزنامه  آرمان  شنبه 9/9/92(با دخل و تصرف بسیار!)



:: موضوعات مرتبط: تربیتی

 ادامه ی مطلب

 
  . 2013/11/30
 

 

 
 

 
شور و شعور در نکوداشت عاشورا

زمینه ی التفات،شناخت است.آدمی به خاطر معرفتی که نسبت به دیگری دارد به او محبت می نماید.بنابراین هرچه سطح ودامنه معرفت انسان به دیگری بیشترباشد،میزان مهرورزی او نیز بیشترخواهدبود.مادیگران را دوست داریم چون آنها را به اندازه کافی می شناسیم. اغلب  انسانهای پیرامون ما کسانی هستند شبیه ما وبا اغلب خصوصیاتی که کم وبیش ما درخود سراغ داریم.نوع برخورد  ونگاه ما نیز به همه ی آنها(بااندکی شدت وضعف)یکسان و به یک اندازه است.اما گاهی پیرامون ما ،افرادی متفاوت از جمع ما یافت می شوند.گاهی اشخاصی با مروت بسیار، فداکارودانش سرشارندوگاهی اولیاء الله،قدیسان وقهرمانان فراروی نگاه ما هستند.ماهردو این دسته را دوست داریم چراکه خود آنها دوست داشتنی هستند.درواقع، دوستداری آنها،دلیل نمی خواهد اما بی علت هم نیست.گاهی ما به واسطه  نیازی که به آنها واحساس ضعفی که درخود سراغ داریم،مجذوبشان می شویم.این احترام وتوجه گاهی شکل پرستش ومحبت مفرط به خود می گیرد....



:: موضوعات مرتبط: اجتماعی

 ادامه ی مطلب

 
  . 2013/11/12
 

 

 
 

 
شلوغ ترین و ساکت ترین جمع پیاده نظام کشور

   

 دانش آموزان، پرجمعیت ترین قشر جامعه هستند که تمامی گروه های سنی 6 تا 18 ساله مدرسه رو را شامل می شوند.همه ی دولت ها برای دانش آموزانشان هزینه و برنامه ریزی لازم را انجام می دهند.پس از جنگ جهانی دوم و به یاد تمام دانش آموزانی که از همه کشورهای درگیردر طول جنگ کشته شدند،17 نوامبر هرسال به عنوان روزجهانی دانش آموز تعیین شد.در مملکت ما،روز 13 آبان هرسال  که مصادف با حضور و شهادت 56 تن از دانش آموزان در دانشگاه تهران بود، به عنوان روز دانش آموز اعلام گردید. این روز، دو مناسبت دیگر یعنی تبعید امام خمینی و تسخیر لانه جاسوسی هم دارد. اما، گرامیداشت این روز تنها به خاطر مناسبت های آن نیست، بلکه هدف یادآوری توانمندی های نسلی است که فردا را می سازند. همچنانکه فردای بعد از پیروزی انقلاب سال 57 را ساختند. در حقیقت برای قدرشناسی از همین قدرت پنهان آنهاست که روزی به نامشان اختصاص داده شده است.چراکه بارعملیاتی انقلاب بردوش دانش آموزان بود. از شرکت در راهپیمایی ها، سردادن شعار، پخش اعلامیه و نوشتن شعار روی در و دیوار گرفته تا شرکت در جلسات مسجد محله و فرورفتن در رویای پیروزی انقلاب، همگی سعی و تلاش های مهمی بودند که در پیروزی انقلاب نقش داشتند.در واقع، روز دانش آموز، یکی از دستاوردهای انقلاب است . این اتفاق، فرصت نیکویی برای دانش آموزان است که تا قبل از انقلاب ، حضور جمعی و اجتماعی شان به چشم نمی آمد ، تا بدینوسیله قدر و قیمت خویش را بهتر و بیشتر بشناسند.....

-----------------------------

منتشر شده در روزنامه آرمان روز دوشنبه ۹۲/۸/۱۳با کمی دخل و تصرف      



:: موضوعات مرتبط: اجتماعی

 ادامه ی مطلب

 
  . 2013/11/4
 

 

 
 

 
تاملی دوباره درتعامل خانه و مدرسه
 

کودک باید زندگی درجمع را تجربه کند تا هم استعداد های بالقوه خویش را نزد همسالانش به نمایش بگذارد وهم برای مستقل زیستن دراجتماع فردا،آماده شود.پدرومادر،هرچه که هم ماهر باشند،تنها درتامین نیازهای جسمی وبرخی نیازهای روانی فرزندشان موفق خواهند بوداما درتامین نیازهای شناختی،اجتماعی ومهارتی اوتوفیقی نخواهند یافت. به این منظور آنها به تحصیلات ومطالعات وسیع آموزشی وتربیتی نیازمند خواهند بود واین چیزی است که ویژگی اصلی نهاد آموزش و پرورش راتشکیل داده است.البته اگر چه خانواده ها ساختار و كاركرد گذشته خود را ازدست داده اند اما باز هم در تامين و تقويت تفاهم وتعامل با مدرسه، نقش مهمي دارند. والدین نبايد فراموش كنند كه فقط مدرسه نمي تواند ونبايد كليه مسئوليت هدايت فرزندانشان را به عهده گيرد.آنها بايد بدانند كه به غير از ساعات درسي، بچه هايشان خود بخود در ساعات ديگر به دست آشنايان، غريبه ها، مكانهاي مختلف وساير مراكز اجتماعي هم سپرده مي شوند كه نقش وتاثير تربيتي نامرئي آنها اگر بيشتر از مدرسه نباشد، كمتر ازآن نيست.اگرچه در اين ميان فقط مدرسه ها هستند كه به خاطر ساختار متمركزشان، توان قدرت نمائي بيشتري دارند.....

-----------------------------

منتشر شده در روزنامه  آرمان سه شنبه ۲۳/۷/۹۲



:: موضوعات مرتبط: تربیتی

 ادامه ی مطلب

 
  . 2013/10/15
 

 

 
 

 
چرا برخی از معلمان شوق تغییرندارند؟
معلمان، رکن اصلی مدرسه هستندکه تعامل جدی و همواره ای با بچه ها دارند.نکته قابل توجه این است که نه معلمان قادر به انتخاب دانش آموزان موردنظر خویش اند و نه دانش آموزان می توانند معلمان مورد نظرخود را انتخاب کنند.در نتیجه ،آزادی انتخابشان به شکل قابل ملاحظه ای محدود می شود.یکسری محدودیت های اداری و آموزشی هم آنها را به شدت کلافه می سازد.بسیاری از مدارس شبیه ادارات ارتشی قدیم اداره می شوند که در آنها یک نفرمدیر همه کاره و همه چیزدان با اقتدارتمام امور را پیگیری می کند.اضافه براین، اغلب مدارس به واسطه ساختارخشک و رسمی خویش، شوق زیادی نسبت به تغییر از خود نشان نمی دهند.معلمان نیز که معمولا سابقه چندسال متوالی کار در یک مدرسه را دارند،دچار روحیه ای محافظه کارانه شده و درهمسویی و همراهی با مدیرگام برمی دارند......
------------------------
منتشر شده در دوماهنامه بین المللی   شوق تغییر/شماره ۷/مهر و آبانماه ۹۲


:: موضوعات مرتبط: تربیتی

 ادامه ی مطلب

 
  . 2013/10/12
 

 

 
 

 
معلمی، شبیه بازگشت به کودکی است(به بهانه روزجهانی کودک)

معلمی و به ویژه معلمی در پایه ابتدایی،نوعی بازگشت به کودکی است.البته این به آن معنی نیست که همه معلمان عملا این بازگشت را انجام می دهند.فقط آنها که شغل معلمی را ازروی علاقه قلبی و قبلی و از میان چند شغل پردرآمد،انتخاب کرده اند، خودبخود و بطور ارادی و آگاهانه این بازگشت را انجام می دهند.در واقع هدف اصلی آنها از معلم شدن،همین بازگشت به دوره کودکی و ماندن کنارکودکان بوده است.این بازگشت هم به این معنی نیست که معلم واقعا کودک می شود؛ زیرا معلم نمی تواند خودش نباشد و حتی خود او بسیارپیچیده تر از خود ساده کودک است.او علاوه بر کودکی،چیزهایی دارد که نمی تواند آنها را از خود جدا کند.تجارب قبلی،مهارت های گفتاری،اطلاعات و ارتباطات انسانی و امثال آن همگی در کاری که می کند،حضور و نفوذ دارند.در کودک، تفکر عین تخیل است اما در یک معلم، ـ به معنایی که مد نظر ماست ـ تخیل همان تفکرکودکانه است که البته دیگر هدایت و نظارت می شود.بنابراین معلم کودکانه می اندیشد اما اما بزرگسالانه عمل می کند.به مفهوم دیگر،یک معلم براستعدادهای کودکانه خویش تسلط دارد، در حالیکه یک کودک، فاقد سلطه براستعدادهای بالقوه خویش است.معلمان خلاق، از نیروی تخیل ساده وصمیمی کودکانه خویش بهره می برند.بیشتر ما زیر فشار مدرسه و سایر نیروهای اجتماعی، این آفرینندگی خردسالی را از دست می دهیم اما کودکان آنها را حفظ می کنند.....

-----------

منتشر شده در روزنامه آرمان  چهارشنبه ۱۷/۷/۹۲



:: موضوعات مرتبط: نوشته های روزنامه ای، تربیتی

 ادامه ی مطلب

 
  . 2013/10/9
 

 

 
 

 
سهم معلمان در برقراری صلح (به بهانه روز جهانی معلم)

دنیا را موجی از نگرانی های فزاینده فراگرفته است که بیشتر آنها نه به واسطه بلایای طبیعی که ازجور وجفای انسانی است. بطور مرتب در اخبار می شنویم که به واسطه حمله تروریستی یا انتحاری، دهها نفرکشته و زخمی شده اند.این اقدامات ناجوانمردانه ، ازمیزان اعتماد و اطمینان آدمها به یکدیگر می کاهد و به تدریج زمین را به جایی ناامن برای زندگی تبدیل می کند.به گمان برخی ، شیاطین برگشته اند و کنترل دنیا را در دست گرفته اند!اما کیست که نداند دنیا را فکر اداره می کند و فکر قوی تر، احتمالات بیشتری دارد.واقعیت این است که فکر جنگ و دعوا ابتدا درذهن آدمی نقش می بندد.بنابراین لازم است که فکرو ذهن آدمی ،نوسازی و بهسازی شود که این،کار آموزش و پرورش است تا به آدمی بقبولاند که به نفع اوست تا شایسته بیندیشد و بگوید و رفتارکند.حاملان و مروجان این شیوه نیز معلمان هستند....

------------

منتشر شده در روزنامه بهار دوشنبه ۱۵/۷/۹۲



:: موضوعات مرتبط: نوشته های روزنامه ای، تربیتی

 ادامه ی مطلب

 
  . 2013/10/7
 

 

 
 

 
معلمان ما و معلمان دنیا (به بهانه روزجهانی معلم)

شباهت های معلمی در هر گوشه دنیا،بیشتر از تفاوت های آن است.همگی قصد آموزش به بچه ها درچهاردیواری کلاس را دارند وهمین عمده ترین وظیفه و دغدغه آنهاست.به همین ترتیب،در مسائل و مشکلات نیز درد مشترک دارند. اماکار معلم ـ در هرکشوری که باشد ـ نسبت به سایر مشاغل ، تفاوت هایی دارد. درواقع ،معلمی مثل هیچ یک ازحرفه هایی که می شناسیم ،نیست. معلمی، فعالیت در جبهه ی روابط انسانی است.فضایی که در آن به آسانی سوء تفاهم پیش می آید.افراد خیلی سریع ناراحت می شوند یا او را ناراحت می سازند .معلم ،ضمن اداره ی کلاس باید ازفراگیران ارزشیابی شفاهی و کتبی بگیرد، سر وصدای بچه ها را تحمل کند، پشت سرهم آنها را دعوت به سکوت کند، به همه مهر بورزد، در همان حال که با یکی می خندد، نسبت به دیگری اخم کند،به پرسش های بی موقع بچه ها پاسخ گوید،از یادگیری تک تک آنها اطمینان حاصل کند، در دعوای بچه ها فورا حضور پیداکند وآنها را آشتی دهد، تنبیه کند، تشویق کند،اندرز دهد و البته در همه ی این احوال، مواظب رفتار، گفتار و ظاهر خود باشد.دردسرهای یک معلم به چهاردیواری کلاس درس و یک زمان خاص محدود نمی شود.یک معلم باید مترصد روبروشدن با ارزیابی های گاه و بیگاه مسئولین اداری و همینطور مواظب سلوک و ظاهر خود در بیرون باشد تا نقش الگویی اش خدشه دار نشود.شاید به خاطر همین خصوصیات است که کارمعلم، در همه کشورها ازارج و مرتبه بالایی برخوردار بوده و دولت ها برای اداره آنها عنایت و حمایت ویژه ای دارند.

-----------------

منشرشده در روزنامه آرمان پنج شنبه ۱۱/۷/۹۲ با دخل و تصرف



:: موضوعات مرتبط: نوشته های روزنامه ای، تربیتی

 ادامه ی مطلب

 
  . 2013/10/3
 

 

 
 

 
حضور شعر در کتابهای درسی

مادر مملکت گل و بلبل زندگی می کنیم و برای همین بهانه های بسیار برای شعر گفتن و شعر شنیدن داریم. گاه و بیگاه مجموعه شعرجدیدی منتشر می شود و اغلب نشریه های حوزه علوم انسانی، صفحه ای را به شعر اختصاص می دهند. حتی سیاسیون و نامزدهای انتخاباتی نیز در برنامه های خویش، قرائت بیتی یا غزلی را چاشنی کلامشان می سازند.در تاریخ گذشته ما از شاعران برجسته بسیار یاد می شود..برای نامگذاری اماکن و مسیرها از نام شاعران برجسته استفاده می شود.بسیاری از متفکران خارجی از برخی شعرای ایرانی مثل حافظ و سعدی و مولانا تاثیرگرفته اند.دیوارسازمان ملل به ابیات سعدی مزین شده است.اینها و برخی شواهد دیگر، بیانگر آن است که شعر، میراث و زبان مشترک ماست.برای همین است که ما در میان تمام هنرهای بومی، فقط روزی به نام شعر داریم و مثلا تئاتر، موسیقی و نقاشی ما هنوز روزی خاص در تقویم ندارند و باز هم به خاطر همین است که هشت روز ثبت شده به نام هشت شاعر ایرانی در تقویم وجود دارد.....

------------------------------------------------------ 

 منتشر شده در روزنامه آرمان  روز دوشنبه ۸/۷/۹۲(با کمی دخل و تصرف)



:: موضوعات مرتبط: نوشته های روزنامه ای، ادبی

 ادامه ی مطلب

 
  . 2013/9/30
 

 

 
 

 
حرفهایی برای نگفتن

   معلم گراميم سلام.

     درآستانه سال نو تحصیلی قرارداریم وچندروزی بیشتر تا شروع درس و بحث مدرسه ها باقی نمانده است.نمي دانم چرا اما دوست دارم  تا سال نو شروع نشده ،بعضي حرفهايم را با شما در ميان بگذارم. ما بچه ها به راحتی نمي توانيم حرفهایمان را به شما بگوئيم.شايد چون در برابر شما خجالت مي كشيم .يا شايد شيوه آموزش و پرورش ما تا الان حق حرف زدن خارج از درس را به بچه ها نداده است ويا شايد اميد بچه ها به كلي از معلمانشان قطع شده است ويا..اما به هردليل هم كه باشد، بطور حتم به اين دليل نيست كه بچه ها اصلا حرفي براي گفتن نداشته اند.حرفهاي من در اين نامه به نظر خودم گفتني بوده اند و اميدوارم براي شما نيز حداقل شنيدني ـ ونه حتما باوركردني ـ باشند.....

-----------------------------

منتشر شده در روزنامه  آرمان/ دوشنبه ۱/۷/۹۲



:: موضوعات مرتبط: نوشته های روزنامه ای، تربیتی

 ادامه ی مطلب

 
  . 2013/9/23
 

 

 
 

 
قیامت قطره ها

گوش کن! صدایی از دور تو را فرا می خواند.باید الان بروی. زمین و زمان بی تاب نشسته است تا تو برخیزی.گاه بازگشت به خویشتن خویش است.فصل اردو زدن درکنج دانایی.نشستن لب آب بصیرت.خیمه زدن در رگ یگ حرف تازه. پائیز زیباست و مهر از آن زیباتر. مهرماه ، شاه بیت دیوان خزان است.موعد مهرورزی انسان ها به خود ودیگران. اول مهر ماه، یکی از خاطره های ازلی ماست.خاطره ی مشترکی که حتی کمرنگ هم بشود اما بالاخره هست و از یادها نمی رود. به گاه تنهایی و دلتنگی و در از دحام روزمرگی ها، یکهو می آید و دست روی شانه ما می گذرد .روز اول مهر،آسمان به زمین نزدیک می شود.بچه ها نیت می کنند آسمانی بشوند . عطرعاطفه در راهرو مدرسه ها می پیچد.گوش زمان گیج با هم خندیدن های بچه هامی گردد.شوق و ذوق مهر را یک کودک کلاس اولی درک می کند و آن آموزگاری که دلبسته و وابسته ی همنشینی با بچه هاست....

-------------------

منتشر شده در روزنامه  بهار/ دوشنبه ۱/۷/۹۲



:: موضوعات مرتبط: نوشته های روزنامه ای، تربیتی

 ادامه ی مطلب

 
  . 2013/9/23
 

 

 
 

 
نام نیک و میز شیک!

      افراد زیادی در اطراف ما هستند که از راه فعالیت فکری در یک دستگاه اداری و بطور درازمدت، دستمزد می گیرند.سابقه پیدا شدن این عده به دوران پادشاهان و درباریان می رسد که صاحبان مهارتی خاص را با دستمزدی معین، به کار می گرفتند و به نظام سیاسی وفادار می ساختند.با گسترش جامعه صنعتی بر شمارآنها اضافه شد اما در عصر دیجیتال و فراصنعتی امروز، بسیاری از کارها از دستشان گرفته شد و به رایانه ها و اینترنت محول گردید.با این همه، هنوزدر مملکت ما ازشماراین مردان و زنان اهل کارهای دولتی نه تنها کم نشده ، بلکه چه بسا برشمارشان هم اضافه گشته است. کارمندان، بزرگترین قشراجتماعی اند که مهمترین نقش را درسروسامان بخشیدن به زندگی جمعی دارند.آنها معمولا مردان و زنانی نجیب، آرام و منظم اند که بیش از همه به کار و سربلندی خویش در سازمان مربوطه اهمیت می دهند.از رفت و آمد به موقع کارمندان به محل کارشان ، چنین بر می آید که آنها دلسوزانه کارشان را دوست دارند و نمی خواهند آن را از دست بدهند.......

-----------------------------------

منتشر شده در روزنامه   اعتماد  سه شنبه ۵/۶/۹۲



:: موضوعات مرتبط: نوشته های روزنامه ای، اجتماعی

 ادامه ی مطلب

 
  . 2013/8/27
 

 

 
 

 
مطالب پیشین
:: 2015/6/28" > چرا شريعتي متهم است؟
:: 2015/4/29" > یادی از مرحوم بهمن بیگی در گفتگو با سایت ایسنا
:: 2015/2/21" > درسايه سار مدرسه
:: 2015/1/18" > به دنبال آموزش و پرورشی معلم محور و معلم یاور
:: 2015/1/4" > با کلاس های چند پایه چه باید کرد؟
:: 2014/12/16" > پژوهشگری یا پرسشگری در آموزش و پرورش
:: 2014/8/8" > جای خالی اخلاق در نظام آموزشی
:: 2014/7/28" > گریز ناگزیر از آموزش رایگان
:: 2014/6/23" > تاملی در اهمیت و جمعیت معلمان
:: 2014/6/12" > کجاست سمت حیات؟
:: 2014/5/22" > من نمی دانم ریواس کجا می روید!
:: 2014/2/20" > چوب معلم دیگر ، به ز مهر پدر نمی باشد!
:: 2014/2/9" > از آموزش انقلابی تا انقلاب آموزشی
:: 2014/1/21" > سر من و ماهان به مو حساسیت دارد!
:: 2014/1/14" > کم و زیاد معلم در آموزش و پرورش
 


.............. مطالب قدیمی‌تر >>
 

-

جستجو در وبلاگ
 


 
پیوند های روزانه

آپلود عکس و فایل

روزنامه ها

آپلودعکس

تبدیل پی دی اف

سافت گذر

بانک نشریات کشور

سامانه ارسال پیامک

تبدیل word به pdf

اتوماسیون اداری

سوالات امتحانات نهایی

تبدیل آنلاین فرمت ها

فال حافظ با قرائت

نقشه راهها

مدیریت adsl

دانلود موسیقی سنتی

هزار لینک مفید

راوی حکایت باقی

خبرگزاری ها

روزنامه ها

خودرو

بانک ها

موسیقی کده

فکرنو

تست هوش

تقویم تاریخ

صندوق ذخیره فرهنگیان

مترجم متن

آپلود فایل

خانه دانلود

لغت نام دهخدا

کتابهای مدرسه

سامانه کارکنان اداری

جستجو در پنج گنج

نشریات دانشگاه تهران

خدمات بانک ملی

آپلود عکس

شارژ همراه اول

ص.پ. یاهو

ص.پ. گوگل

فیش حقوق

شارژ ایرانسل

آزمون فرهنگیان

وزارت آموزش و پرورش

سازمان سنجش

تابناک

مترجم آنلاین

نشریات رشد

تلویزیون آنلاین

لغت نامه فارسی و انگلیسی



 
آرشیو ماهانه

6/22/2015 - 7/22/2015

4/21/2015 - 5/21/2015

2/20/2015 - 3/20/2015

12/22/2014 - 1/20/2015

11/22/2014 - 12/21/2014

7/23/2014 - 8/22/2014

6/22/2014 - 7/22/2014

5/22/2014 - 6/21/2014

2/20/2014 - 3/20/2014

1/21/2014 - 2/19/2014

12/22/2013 - 1/20/2014

11/22/2013 - 12/21/2013

ادامه ی آرشیو ماهانه



 
دوستان من

قالب وبلاگ

چت روم

مسافر

مدرسه

دفترمشق قبلی

دل نوشته های یک استاد

تکه ای از بهشت

همنورد من

شمالغرب

ویستاباد

برشی از دغدغه ها

اسماعیل مردانلو

آموزش ابتدایی

حدیث بیقراری

وبلاگستان معلمان

سام آرام

معلم

اندیشه و آموزش

راهبرآموزشی

برنامه ریزی درسی

دفترمشق

هرچی که برام جالب باشه

گونش

دلسوخته




 
 
 

صفحه نخست | پست الکترونیک | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ | تم دیزاینر

 
 

  .:: Weblog Theme By : wWw.Theme-Designer.Com ::.