
علي شريعتي هر كه باشد وهرچه كرده باشد، تبيين وتحليل آثار و افكار او بعنوان كسي كه درتاريخ فرهنگي اين ملك ردپائي از خود برجاي نهاده است، ضرورت دارد.ماهيت كار وفكر شريعتي نظير اغلب در گذشتگان معروف،متاسفانه دستخوش تحريف گشته است.مظلوميت بعد از مرگ وتا الان شريعتي ،اقامه فرهنگ سكوت در برابرآثار و افكار او،ابزاري نمودن فكر ونام او براي سوءاستفاده ها ونامگذاري هاي مختلف،شفاف وروان نساختن سياست مواجه با افكار و آثار وي دررسانه هاي جمعي ومنابع آموزشي؛تنها بخشي از مصاديق بارز موضوع تحريف شريعتي هستند. تحريفي که درنهايت به فرسودگي يكي از ستون هاي حداقل فكري انقلاب ونسل انقلابي منجر خواهد شد.گفتني است که اين تحريف بيشتر ازناحيه دوستان وهواداران او صورت گرفته است که معمولاً تحليل به جاي تجليل از او را تاب نياورده اند.به همين جهت،حرمت وابهت شريعتي بوسيله دشمنان و مخالفان او بيشتر و بهتر محفوظ شده است،چراكه آنها ضمن وقوف به خطرات واثرات فكر اودرمنافع خود، به خوبي مي دانند که چرا او را دوست ندارند؛درحاليكه اغلب دوستان وي ،متاسفانه به درستی نمي دانند چرا او را دوست دارند.براي همين است كه تا الان بيشترين بررسي هاي صورت گرفته درباره شريعتي بيشتر ازجانب مخالفان وي بوده است كه البته اغلب سبب خير شده اند ودر ويرايش و پيرايش شخصيت فكري او فتح بابي نموده اند.به طور كلي شريعتي از يكسري ويژگي هاي به ظاهر متناقضي برخوردار بود و وجود هم آنها،دشواري هائي در فهم ذهن وزبان او پديد آورده اند :
ادامه مطلب...
روزنامه ایران به و سیله شاهرخ تویسرکانی روزنامه نگار و حمید رضا نوربخش پژوهشگر موسیقی گفتگویی مفصل با استاد آواز ایران محمد رضا شجریان انجام داده است که در روز دوشنبه 17 خرداد 95 منتشرشده است:
جای بسی خرسندی است که یک بار دیگر ثابت میشود که خورشید برای بازآمدن است که میرود و این رفتنهای کوتاه مدت و باز آمدن، خبر از ماندگاری و انس و همدلی ملی میدهد. کدام همدلی بهتر، و شادمانهتر از اینکه «گلستان هزار باغ ایران ما» بینغمه داوودی مرغ سحر نماند. گاه در سیر حیات آدمی گسست و فاصله و آزردگیها رخ میدهد، اما این غمها چون مولود قیام عقل نیست، بسرعت از خیمه احساسات زودگذر دور میشود و به جای آن، جهان عقل بر لحظات زندگی حاکم میشود. بیشک چنین تاب و بازتابهایی در وسعت مواج و شناور هنر، حضور و ظهور صد چندان دارد. اگر این فراز و فرودها در کنش انسانی یک انسان پویا نباشد، به یقین از خلاقیت هم خبری نخواهد بود. زیباییها و مولودیها و مزامیر و نغمهها همه ماحصل همین کشاکشها و تضادها و تناقضها است. تا سرمای زمهریر زمستان و گرمای بیملاحظه تابستان نباشد، هستی و طبیعت هرگز «تعادل و اعتدال بهاری» را تجربه نکرده و از نعمتهای بیشمارش لذت نمیبرد و گل از گلستان نمیگیرد به بوی جان بخش جهان آرا. و این عین خیر محض است که بعضی ایام شرایط به نقد جامعه و جامعه به نقد شرایط میپردازد،. همه هنرمندان مسئول و متعهد، نسبت به جامعه و مردم خود حساس هستند، از این معدود هنرمندان یکی همین محمدرضا شجریان است که در بزنگاههای ویژه اجتماعی از خود نه واکنش که کنشی خطیر نشان میدهد، آن هم نه به سود یک اندیشه و یک طیف و یک ترانه، که او خودبارها گفته است که «من خاک پای مردم ایران، و دوستداران همین سرزمین معنویام… هرگز نه به آن پشت پا میزنم و نه از آن دور میشوم.» و در جای دیگر میگوید: «من نه اهل غرورم و نه خودشیفته و نه اهل تکبرم، غروری اگر دارم، غرورم، غرور فرهنگی است، غرور ملی است، غرور شخصی نیست. من غرور شخصی ام را فدا میکنم برای غرور ملی ام و غرور فرهنگی ام. چون فرهنگم مال ملتم است و ملتم غرور من است، ملتم یک ملت متمدن و با فرهنگ است.»......

ادامه مطلب...


