تاریخ ادبیات ما پراز شعر و شعار پیرامون استفاده مناسب از عمر، وقت و فرصت است.با این همه ما عجیب فرصت سوزیم و به همان اندازه که زبانهامان به گفتن پرحرارتند،دستهامان برای فعّالیت کردن، تعطیلند.ما بسیار وقت می کشیم و تصور نمی کنیم که روزی فراخواهد رسید که وقت ما را بکشد.فراغت از کار روزانه و موظف، همیشه در زندگی آدمی وجود داشته و دارد؛ اما اعتنای ویژه به مسئله اوقات فراغت، بیشتر بعد از ظهور زندگی ماشینی صورت گرفته است و گرنه در روزگاری که انسان از یک زندگی طبیعی برخوردار بود و این چنین در چنبره سیستم های جورواجور دنیای صنعتی گرفتارنیامده بود، همه زندگی اش در اوقات فراغت سپری می شد.درآن ایام، بزرگترین عبادت و تفریح اش، کاربود.به بیان دیگر، همه ی کار و فعالیتش در مزرعه و بازار،چنان آرام و بی دغدغه بود که ضرورتی در سامان بخشی به اوقات فراغتش نمی دید.اضافه بر این،از آن زمان که خانه و مدرسه نیز کارکرد و پایگاه حقیقی خودشان را از دست دادند و نتوانستند مثل گذشته یکه تاز تربیت فرزندان باشند،پرداختن به این موضوع، یکی از وظایف و سیاست های نهادهای رسمی شد.اگرچه همه ی سنین و اقشار جامعه به نوعی برخودار از اوقات فراغتی هستند که باید برای آنها برنامه ریزی کرد اما در این نوشتار،تاکید عمده برروی قشر دانش آموزان است.دراغاز هرفصل تابستان، درودیوارهای شهرها پرازحرف و حدیث های بسیار مراکز مختلف تربیتی می شود که؛اوقات فراغت خویش را در کنارما بگذرانید.واقعیت این است که تعطیلی مدارس، الزاما به معنی تعطیلی امرتربیت نیست.فرارسیدن اوقات فراغت،آغاز یک دوره تحصیلی جدید نامرئی است که چه بسا بهتر و بیشتر از تربیت مدرسه ای تاثیرگذارمی تواند باشد.

اوقات فراغت از جمله مقوله هایی است که سهل و ممتنع اند.یعنی در عین سادگی،بسیار پیچیده اند. اغلب اوقات فراغت را زمانی برای تفریح به حساب می آورند.برخی مراکز نیز از آن به عنوان مانوری برای به رخ کشیدن برنامه های فصلی خویش استفاده می کنند.بعضا نیز آن را به عنوان ممردرآمدی در قالب اخذ شهریه فرض می نمایند.برخی نیز آن را چند صباحی می بینند که باید به هرشکلی و شاید طبق سنوات قبل،سپری شود.در تمامی این رویکردها و نظائرآن،وجود مدیریت های سلیقه ای و خودمحور اسباب زحمت اند که ناخواسته رقابت هایی ناشیانه بین خود و سایر دست اندرکاران امور اوقات فراغت تولید می کنند.در نتیجه و در ازدحام این همه وانمودسازی های رنگارنگ، کودکان ونوجوانان و خانواده های آنها دچار سردرگمی می شوند.استفاده از اوقات فراغت چندان بدیهی است که شاید ضرورت نداشته باشد نفع و قایده های آن را برشمرد.همه ی ما ساخته و پرداخته ی اوقات فراغتی است که گاه و بیگاه در زندگی داشته ایم.در واقع شایسته تر آن که به ضرر و زیانهایی را که بایت بی توجهی به این اوقات عاید فرزند آدمی می شود،اشاره شود.با این همه همین قدرباید گفت که استفاده از اوقات فراغت چون داوطلبانه و به دور از کنترل مستقیم خانه و مدرسه است،تاثیرقابل توجهی درتربیت فرزندان دارد.؛ بطوری که اثرآن در یک ماه ، چه بسا برابر یک سال تعلیم و تربیت مدرسه است.

اوقات فراغت ، نیازمند برنامه ریزی است.در این مسیر والدین باید تنها به طور غیر مستقیم مداخله کنند و نباید برای اوقات فراغت فرزندان، آنطور که خودشان دوست دارند، برنامه ریزی کنند. باید به علائق و سلیقه های بچه ها احترام بگذارنند.استفاده بیشتر و بهتر از اوقات فراغت می تواند امری سلیقه ای تلقی شود که مقتضیات زمانی و مکانی خاص خود را می طلبد.با این همه در بهره گیری بهینه از این فرصت ها:نخواهیم که اوقات فراغت را پُر کنیم و به جای آن شایسته است که به غنی کردن محیط های زندگی و محرک های تربیتی توجه لازم بشود.بدون آنکه کمترین بی توجهی به نیازهای افراد در جهت دادن تامین اوقات فراغت  صورت گیرد،تلاش شود تااصل تربیت غیرمستقیم و هدفمندی در طول برنامه درنظر گرفته شود.اوقات فراغت درحقیقت باید زمانی باشد که فرد به دلخواه خود از وقت و فرصت های پیش رو استفاده کند.به بیانی دیگر زمان رهایی از همه ی قیود و بندهایی است که فرد براساس ضرورت و یا اجباربه آن تن می دهد.درکشورما معمولا زمانی که تابستان فرامی رسد و جمعیت 10 الی 15 میلیونی دانش آموزان از درس و مشق رهایی می یابند، تازه اوقات فراغت معنا می یابد و برخی از نهادها به صرافت می افتند تا این خیل عظیم را از بلاتکلیفی رهایی دهند.حدیث اتلاف وقت جمعیت عظیم دانش آموزان امری است که به هیچ وجه نباید از کنار آن بی تفاوت گذشت. همچنانکه اشاره شد،درتابستان گاهی نرخ ناهنجاری های جامعه افزایش می یابد و یکی از دلایل انکار ناپذیر آن، اتلاف بیهوده وقت دانش آموزان است.

استفاده بهینه از این فراغت ها، مناسب‌ترين مكمل براي نظام تعليم و تربيت است؛ زيرا غيرموظف و آزاد بودن انتخاب در زمان پرداختن به فعاليتها موجب ايجاد شوق و رغبت مي‌شود.با این حال واقعا نمی توان راهکار و پیشنهادخاصی برای گذران این اوقات ارائه کرد.در این فرصت ها، فرد نباید چیزی را کسب کند و باید قادر به کشف نهفته های درون خویش شود.اوقات فراغت نباید فرد را شکل دهد بلکه این فرد است که باید به اوقات فراغت خویش معنی ببخشد.در اوقات فراغت است که امر تعلیم و تربیت به مفهوم واقعی و غیر عمدی آن و البته بصورت پنهانی و نامریی رواج دارد.با سعی در پر کردن اوقات فراغت، در واقع طبیعت درونی فرد در نظر گرفته نمی شود و بیشتر تلاش می شود تا این طبیعت، رام و اهلی بشود.در حالی که مفهوم واقعی گذراندن اوقات فراغت، آماده شدن انسان برای به کار گرفتن توانایی هایی است که خداوند در طبیعت او به ودیعه گذاشته است.در آستانه فرارسیدن اوقات فراغت ، مراکز تربیتی گوناگون با اعلام برنامه های مختلف به اصطلاح تربیتی، کاری می کنند که کودک و نوجوان سردرگم شده و نهایتا در خلال یکی دو برنامه گم بشود.در حالی که درگذران این اوقات، فرد باید خودش را وقابلیت هایی که در شهر شلوغ مدرسه گم کرده بود، پیدا کند.سامان دهی اوقات فراغت باید به گونه ای باشد که فکر کودک و نوجوان گرسنه و تشنه شود تا او با احساس گرسنگی و تشنگی ، خود شخصا به سیرکردن ذهن خود به کوشش بیشتر واداشته شود.یادمان باشد که هدف در اوقات فراغت ، نباید فهماندن باشد بلکه فراهم ساختن شرایطی باید باشد که مخاطب ما خود بفهمد و انتخاب کند.پایان کلام اینکه اوقات فراغت این تابستان، فرصتی خوبی برای همه دست اندرکاران است تا یک باربرای همیشه بروری این مسئله تامل و توجه جدی بنمایند.

-----------------

منشتر شده در روزنامه  اعتماددوم تیرماه ۹۲(با کمی دخل و تصرف)



ارسال توسط .

اسلایدر